شنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۷
شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۷
شنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۷
جمعه، فروردین ۲۳، ۱۳۸۷
از دلخوشیای عمده ی این روزام وب خوانیه و یه چند تا وبلاگ پیدا کردم به شدت باهاشون خود پنداری می کنم یکیش میرزا و یکی دیگه اش هم سرهرمس مارانای خدا س.
پنجشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۷
پ.ن:دلم برای زلما تنگ شده کجایی تو دختر؟
شنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۷
سهشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۶
سهشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۶
شنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۶
هذیان
1.تنبلی خونم به شدت بالا زده، نمره کمتر از 17 هم برام کابوسه،این نخوندنا ،کم
کاریا و همه ی عدم موفقیت ها، همیشه باعث و بانی شون وضعیت جوی و فضایی، زمین و زمان ، ننه بابای گرامی ،محیط پر از خشونت ، ایادیِ استکبار جهانی و... هستش به جز خودم.
2.به شدت حرصم میگیره یه جنایتِ رژیم با هر قصد و غرضی دراین سرزمین ِ تفتیده! تو بوق و کرنا دمیده میشه ،ولی وقتی زنانی بی گناه و مظلوم مثِ افروز و زینب دامنی به قتل می رسند ، منادیان حقوق بشر حناق می گیرند و به لنگه دمپایی شون هم نیست.(خدا شفاتون بده!)
3.آی همه ی کسانی که اسلحه تون قلمه، فعلاً این خدایانِ دوپا اسلحه شون کشنده تره(انرجی هسته اییه، نمدونین بدونین) شما ها هم بروید فکر جوهر باشین،و گرنه روزی میرسه که مجبور می شین از خونتون جای جوهر استفاده کنین.(تا اونموقع نسل کیبرد منقرض می شه.)
4.یه تشکر ویژه هم از جناب مهندس ن.ب به خاطر لطفی که سالها پیش در حقم کردند و من تازه امروز فهمیدمش؛همیشه سعی کردم رابطه ام با جناب دوستانه باشه منتهی به دلیل افکار جماعت تبلیغی ِ ریشه در دوران پارینه سنگیِ شما موفق نشدم.
5.دنیا منتظر باش دوره ی رهبانیتم تموم شه میام به ریشت می خندم.
پ.ن1:الانم احساس می کنم به مرحله ی خودباوری و خودکفایی در بلاگیدن رسیدم. دو نخطه دی
چهارشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۶
شنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۶
چهارشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۶
باور اینکه دیگه نباشی سخته، رفتنت، ازدواجت هیچ کدوم به اختیار خودت نبود .
چرا باید قرباتی می شدی؟به چه حقی ، حق زنده بودن را ازت گرفتند؟
قاتلت چه قصاص بشه یا نشه تو دیگه بر نمی گردی...امثال من تو هر کجای دنیا باشیم سوئد یا بلوچستان فرقی نمی کنه همیشه مجبوریم و محکوم...
با تمام وحودم سر خوردگی ناشی از خشم همیشگی از اینکه نمی تونم کاری بکنم و خیلی چیزایِ دیگه حس می کنم. صحنه ی گریه های خواهرات و ضجه های مادرت تا آخر عمر باهام می مونه.
چهارشنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۶
چهارشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۶
چهارشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۶
بهونه
یکشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۸۶
بی ربط
شنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۸۶
رد پا
جمعه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۶
زن بودن
روزایی یادم میاد که دلم می خواست به هر روزنه ممنوعه ای سرک بکشم و از یه کشف جدید ذوق مرگ شم.روزایی که از کوچه های بچگی و نوجوانی عبور می کردم و احساس زنده بودن داشتم ،هنوزم مزه طعم های مختلف اون روزا باهامه و یه دنیا افسوس و حسرت که بلوچ و دختر بودنم باعث شد همه شر و شور و خاموش کنم و بزرگ بشم .از دخترک سالهای دوربا همه سربه هوایی،سرکشی و شکننده بودنش فقط خاطره ای مونده که هر روز محو و محوتر میشه
.حالا که همه جاه طلبی هام رنگ باخته ،باید ایده و انگیزه ای پیدا کنم که به این یکنواختی و سکون مفهوم بده
پنجشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۵
حجم تلخ ندونستن
سهشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۵
دستگیری فعالان جنبش زنان
خبرهای دیگر حاکی از آن است که قرار است یازده نفر امروز آزاد شوند که اسامی پرستو دوکوهکی، سارا و ساقی لقایی، نیلوفر گلکار، سارا امینیان، ناهید و فریده انتصاری از این میان اعلام شده است و مقامات با خانواده های آنها تماس گرفته و خواسته اند که شخصی را به عنوان کفیل برای آزادی آنها معرفی کنند
www.farnaaz.info منبع